Abo
C2اسمآبونمان، اشتراک، پذیره نویسی
JadoLearn Dictionary
Abo یعنی آبونمان. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آبونمان، اشتراک، پذیره نویسی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
آبونمان، اشتراک، پذیره نویسی
آبونمان، اشتراک، پذیره نویسی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.