Abrasion
C2اسمسایش؛ خراش سطحی، سایش، خراش سطحی
JadoLearn Dictionary
Abrasion یعنی سایش؛ خراش سطحی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سایش؛ خراش سطحی، سایش، خراش سطحی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سایش؛ خراش سطحی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.