معنی ۱neutral · 82%
با کلید یا کنترل دستگاه، کارکرد آن را متوقف کردن.
مثالهای طبیعی
Schalte bitte die Lampe ab.
لطفاً چراغ را خاموش کن.
Wir schalten die Maschine nach der Arbeit ab.
پس از کار دستگاه را خاموش میکنیم.
Er hat die Heizung abgeschaltet.
او گرمایش را خاموش کرده است.
نکتهٔ کاربردی
در معنی دستگاه، etwas abschalten مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ ماضی نقلی hat abgeschaltet است.
درس کوتاه: abschalten
با کلید یا کنترل دستگاه، کارکرد آن را متوقف کردن. در معنی دستگاه، etwas abschalten مفعول آکوزاتیو میگیرد؛ ماضی نقلی hat abgeschaltet است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abschalten» مطابقت دارد؟
