معنی ۱neutral · 82%
تکهای را با ابزار برش از چیزی جدا کردن.
مثالهای طبیعی
Schneide einen schmalen Streifen vom Papier ab.
یک نوار باریک از کاغذ ببر و جدا کن.
Sie schneidet eine Scheibe vom Brot ab.
او یک برش از قرص نان جدا میکند.
Er hat das beschädigte Ende abgeschnitten.
او انتهای آسیبدیده را بریده و جدا کرده است.
نکتهٔ کاربردی
پیشوند جدا میشود: schneidet ab؛ دو صورت اصلی دیگر schnitt ab و hat abgeschnitten هستند.
درس کوتاه: abschneiden
تکهای را با ابزار برش از چیزی جدا کردن. پیشوند جدا میشود: schneidet ab؛ دو صورت اصلی دیگر schnitt ab و hat abgeschnitten هستند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abschneiden» مطابقت دارد؟
