معنی ۱neutral · 82%
کاهش ارزش ثبتشدهٔ یک دارایی در حسابداری، متناسب با استفاده یا افت ارزش آن.
مثالهای طبیعی
Die Buchhalterin erfasst die Abschreibung des Lieferwagens.
حسابدار استهلاک خودروی حمل بار را ثبت میکند.
Die Abschreibung verringert den Buchwert der Maschine.
استهلاک، ارزش ثبتشدهٔ دستگاه را کاهش میدهد.
Der Bericht führt die Abschreibungen getrennt auf.
گزارش، استهلاک را جداگانه فهرست میکند.
نکتهٔ کاربردی
اینجا Abschreibung اصطلاح حسابداری است؛ جمع این اسم مؤنث Abschreibungen است
درس کوتاه: Abschreibung
کاهش ارزش ثبتشدهٔ یک دارایی در حسابداری، متناسب با استفاده یا افت ارزش آن. اینجا Abschreibung اصطلاح حسابداری است؛ جمع این اسم مؤنث Abschreibungen است
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Abschreibung» مطابقت دارد؟
