معنی ۱neutral · 82%
با فاصله از مسیر اصلی یا مرکز فعالیت و شلوغی.
مثالهای طبیعی
Die Bank steht etwas abseits.
نیمکت کمی دورتر و در کناری قرار دارد.
Wir fanden ein Café abseits vom Trubel.
کافهای دور از شلوغی پیدا کردیم.
Ihr Haus liegt abseits von der Hauptstraße.
خانهشان دور از جادهٔ اصلی است.
نکتهٔ کاربردی
این مدخل معنی مکانی را دارد، نه آفساید فوتبال؛ پس از von داتیو میآید: abseits vom Weg.
درس کوتاه: abseits
با فاصله از مسیر اصلی یا مرکز فعالیت و شلوغی. این مدخل معنی مکانی را دارد، نه آفساید فوتبال؛ پس از von داتیو میآید: abseits vom Weg.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abseits» مطابقت دارد؟
