معنی ۱neutral · 90%
قصد یا برنامه برای انجام کاری
مثالهای طبیعی
Ich habe die Absicht, nächstes Jahr die Stelle zu wechseln.
قصد دارم سال آینده شغلم را عوض کنم.
Es war nicht meine Absicht, dich zu verletzen.
قصد من این نبود که تو را ناراحت کنم.
Sie hat keine Absicht, früher zurückzukehren.
او قصد ندارد زودتر برگردد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج die Absicht haben, etwas zu tun است. mit Absicht یعنی «عمداً».
ترکیبهای رایج
— قصد داشتن

