معنی ۱neutral · 82%
دوره، برنامهٔ آموزشی یا فعالیت برنامهریزیشدهای را انجام دادن و به پایان رساندن.
مثالهای طبیعی
Sie absolviert einen Erste-Hilfe-Kurs.
او دورهٔ کمکهای اولیه را میگذراند.
Er hat sein Praktikum absolviert.
او کارآموزیاش را به پایان رسانده است.
Wir absolvieren jede Woche drei Trainingseinheiten.
هر هفته سه جلسهٔ تمرین را انجام میدهیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل جداشدنی نیست؛ ماضی نقلی hat absolviert است و ge- ندارد.
درس کوتاه: absolvieren
دوره، برنامهٔ آموزشی یا فعالیت برنامهریزیشدهای را انجام دادن و به پایان رساندن. این فعل جداشدنی نیست؛ ماضی نقلی hat absolviert است و ge- ندارد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «absolvieren» مطابقت دارد؟
