معنی ۱neutral · 82%
صدا یا ویدئوی ضبطشده را با دستگاه پخش کردن.
مثالهای طبیعی
Spiel das Video bitte noch einmal ab.
لطفاً ویدئو را دوباره پخش کن.
Die App spielt die Audiodatei ab.
برنامه فایل صوتی را پخش میکند.
Wir haben die Aufnahme in der Besprechung abgespielt.
ضبط را هنگام جلسه پخش کردیم.
نکتهٔ کاربردی
اینجا فعل دربارهٔ رسانهٔ ضبطشده است؛ برای نواختن ساز معمولاً spielen بدون ab- میآید.
درس کوتاه: abspielen
صدا یا ویدئوی ضبطشده را با دستگاه پخش کردن. اینجا فعل دربارهٔ رسانهٔ ضبطشده است؛ برای نواختن ساز معمولاً spielen بدون ab- میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abspielen» مطابقت دارد؟
