با تکیهگاه چیزی را محکم نگه داشتن یا برای حفظ تعادل خود به چیزی تکیه کردن.
مثالهای طبیعی
Vor dem Abriss stützten die Arbeiter die brüchige Wand mit Balken ab.
کارگران پیش از تخریب، دیوار سست را با تیرهای چوبی مهار کردند.
Nach dem Sturz stützte sie sich vorsichtig auf den Tisch ab.
بعد از زمین خوردن بااحتیاط به میز تکیه داد.
Stütze den jungen Baum ab, bevor der Wind stärker wird.
پیش از آنکه باد شدیدتر شود، برای درخت جوان تکیهگاه بگذار.
نکتهٔ کاربردی
برای تکیه دادنِ خود باید صورت بازتابی بیاورید: sich auf einen Tisch abstützen.
