معنی ۱neutral · 90%
فاصله یا فضای میان دو شخص، شیء، مکان یا نقطه
مثالهای طبیعی
Halte genügend Abstand zum Auto vor dir.
فاصلهٔ کافی با خودروی جلویی را حفظ کن.
Bitte halten Sie etwas Abstand.
لطفاً کمی فاصله را رعایت کنید.
Der Abstand zwischen den Häusern beträgt fünf Meter.
فاصلهٔ میان خانهها پنج متر است.
نکتهٔ کاربردی
ساختهای رایج Abstand zu + Dativ و Abstand zwischen + Dativ هستند.
ترکیبهای رایج
— فاصله را حفظ کردن

