معنی ۱neutral · 82%
وسیلهٔ نقلیه یا شیئی را در جای مشخصی قرار دادن و رها کردن.
مثالهای طبیعی
Stell dein Fahrrad bitte im Fahrradständer ab.
لطفاً دوچرخهات را در جایگاه قرار بده.
Sie stellt den Korb neben der Tür ab.
او سبد را کنار در میگذارد.
Wir haben das Auto im Hof abgestellt.
ماشین را در حیاط پارک کردیم.
نکتهٔ کاربردی
این معنی دربارهٔ قرار دادن یا پارک کردن است؛ محل اغلب با داتیو میآید: das Fahrrad im Hof abstellen.
درس کوتاه: abstellen
وسیلهٔ نقلیه یا شیئی را در جای مشخصی قرار دادن و رها کردن. این معنی دربارهٔ قرار دادن یا پارک کردن است؛ محل اغلب با داتیو میآید: das Fahrrad im Hof abstellen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abstellen» مطابقت دارد؟
