معنی ۱neutral · 82%
روشی که در آن یک گروه با رأی دادن انتخابش را اعلام میکند.
مثالهای طبیعی
Die Abstimmung findet nach der Diskussion statt.
رأیگیری پس از بحث انجام میشود.
Die Abstimmung über den Vorschlag erfolgt per Handzeichen.
با بالا بردن دست دربارهٔ پیشنهاد رأی میدهیم.
Das Ergebnis der Abstimmung ist eindeutig.
نتیجهٔ رأیگیری روشن است.
نکتهٔ کاربردی
جمع این اسم مؤنث Abstimmungen است؛ موضوع رأیگیری با über و آکوزاتیو معرفی میشود.
درس کوتاه: Abstimmung
روشی که در آن یک گروه با رأی دادن انتخابش را اعلام میکند. جمع این اسم مؤنث Abstimmungen است؛ موضوع رأیگیری با über و آکوزاتیو معرفی میشود.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Abstimmung» مطابقت دارد؟
