معنی ۱neutral · 80%
پرهیز، خودداری
مثالهای طبیعی
Nach der Behandlung entschied er sich für dauerhafte Abstinenz.
پس از درمان تصمیم گرفت برای همیشه پرهیز کند.
Politische Abstinenz löst die bestehenden Probleme nicht.
کنارهگیری از سیاست مشکلات موجود را حل نمیکند.
Die Studie untersuchte den Zusammenhang zwischen Abstinenz und Gesundheit.
پژوهش رابطهٔ پرهیز و سلامت را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
میتواند به پرهیز از الکل، رابطهٔ جنسی یا شرکت نکردن در رأیگیری سیاسی اشاره کند.
