abtasten
B2فعللمس کردن، محسوس شدن، احساس کردن
JadoLearn Dictionary
abtasten یعنی لمس کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لمس کردن، محسوس شدن، احساس کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
لمس کردن، محسوس شدن، احساس کردن
ور انداز کردن، اجمالا مرور کردن
ور انداز کردن، اجمالا مرور کردن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
غیب شدن، ناپدید شدن، پرواز کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.