abtreiben
C2فعلسقط کردن؛ متوقف کردن، سقط کردن، متوقف کردن
JadoLearn Dictionary
abtreiben یعنی سقط کردن؛ متوقف کردن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
سقط کردن؛ متوقف کردن، سقط کردن، متوقف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مستراح، خلاء، میز آرایش
سقط کردن؛ متوقف کردن، لیز خودن، خطا کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن
سقط کردن؛ متوقف کردن، برطرف کردن، ازاله نمودن
دماغگرفتن، نالیدن، ناله کردن
ماتم داشتن، غصه دادن، محزون کردن
ترش، ترشمزه، ترشیده
ترش، ترشمزه، ترشیده
تغییرات اساسی دادن، انقلابی کردن، الهام کردن
سرچشمه، منبع، مایه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.