معنی ۱neutral · 80%
کنارهگیری کردن، واگذار کردن
مثالهای طبیعی
Der Vorsitzende trat nach dem Skandal ab.
رئیس پس از رسوایی کنارهگیری کرد.
Sie trat ihre Ansprüche an die Versicherung ab.
او مطالباتش را به شرکت بیمه واگذار کرد.
Nach zehn Jahren trat er die Leitung an seine Nachfolgerin ab.
او پس از ده سال مدیریت را به جانشینش واگذار کرد.
نکتهٔ کاربردی
فعلی جداشدنی است؛ بدون مفعول به معنی کنار رفتن و با مفعول به معنی واگذار کردن است.
