معنی ۱neutral · 80%
مهاجرت به بیرون، کوچ
مثالهای طبیعی
Die Abwanderung junger Fachkräfte belastet die Region.
مهاجرت نیروی متخصص جوان به منطقه آسیب میزند.
Neue Arbeitsplätze sollen die Abwanderung stoppen.
قرار است فرصتهای شغلی جدید جلوی مهاجرت را بگیرند.
Die Statistik zeigt eine zunehmende Abwanderung aufs Land.
آمار از افزایش مهاجرت به مناطق روستایی حکایت دارد.
نکتهٔ کاربردی
میتواند به خروج یا مهاجرت افراد، مشتریان یا سرمایه اشاره کند.
