معنی ۱neutral · 80%
گونهٔ تغییریافته
مثالهای طبیعی
Die Aufführung zeigte eine moderne Abwandlung des Klassikers.
این اجرا گونهای مدرن از اثر کلاسیک را نشان داد.
Ihr Rezept ist eine raffinierte Abwandlung des Originals.
دستور او گونهای خلاقانه از نسخهٔ اصلی است.
Der Entwurf enthält mehrere Abwandlungen des Grundmusters.
طرح چندین تغییر در الگوی اصلی دارد.
نکتهٔ کاربردی
در ساخت Abwandlung von + Dativ، بخش پس از von الگوی اصلی را نشان میدهد.
