معنی ۱neutral · 82%
پیش از اقدام بعدی، منتظر رخداد یا نتیجهای ماندن.
مثالهای طبیعی
Wir warten ab, bis der Regen aufhört.
صبر میکنیم تا باران بند بیاید.
Warten Sie bitte das Ergebnis ab.
لطفاً تا مشخصشدن نتیجه صبر کنید.
Sie hat seine Antwort abgewartet, bevor sie gebucht hat.
او پیش از رزرو منتظر پاسخ او ماند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف warten auf، فعل abwarten میتواند مفعول مستقیم بگیرد: das Ergebnis abwarten.
درس کوتاه: abwarten
پیش از اقدام بعدی، منتظر رخداد یا نتیجهای ماندن. برخلاف warten auf، فعل abwarten میتواند مفعول مستقیم بگیرد: das Ergebnis abwarten.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abwarten» مطابقت دارد؟
