ویژگیِ داشتن گزینهها یا تجربههای بسیار متنوع و دور بودن از یکنواختی.
مثالهای طبیعی
Der Abwechslungsreichtum der Landschaft überraschte selbst erfahrene Wanderer.
تنوع چشمگیر چشماندازها حتی کوهپیمایان باتجربه را شگفتزده کرد.
Der Abwechslungsreichtum des Unterrichts hielt die Lernenden über Monate motiviert.
تنوع بالای درسها ماهها انگیزهٔ زبانآموزان را حفظ کرد.
Dem Mittagsmenü fehlt es trotz guter Zutaten an Abwechslungsreichtum.
منوی ناهار با وجود مواد اولیهٔ خوب، تنوع چندانی ندارد.
نکتهٔ کاربردی
از Vielfalt رسمیتر است و معمولاً وقتی تنوع مطلوب باشد بار مثبت دارد.
