معنی ۱neutral · 80%
تحقیرآمیز
مثالهای طبیعی
Sein abwertender Kommentar verletzte mehrere Kollegen.
نظر تحقیرآمیز او چند همکار را آزرد.
Die Zeitung verzichtete auf abwertende Bezeichnungen.
روزنامه از بهکاربردن عنوانهای تحقیرآمیز پرهیز کرد.
Sie empfand seinen Ton als abwertend.
او لحنش را تحقیرکننده تلقی کرد.
نکتهٔ کاربردی
لحن، عنوان یا حرکتی را توصیف میکند که تحقیر و کمارزششمردن را میرساند.
