Abwesenheit
C2اسمقحط وغلا، قحطی، مجاعه
JadoLearn Dictionary
Abwesenheit یعنی قحط وغلا. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
قحط وغلا، قحطی، مجاعه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
کمیابی، ندرت، بی سابقگی
حاجت داشتن، خواستن، حاجت
قحط وغلا، قحطی، مجاعه
غیبت؛ نبود
غیبت؛ نبود، شلی، لطافت
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.