abwickeln
B1فعلبستن، تنگ هم، مقارن
JadoLearn Dictionary
abwickeln یعنی بستن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بستن، تنگ هم، مقارن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوا، منفک کردن، منفصل کردن
دوشاخه، دو شاخه، بستن
بستن، تنگ هم، مقارن
بستن، تنگ هم، مقارن
بستن، تنگ هم، مقارن
بستن، تنگ هم، مقارن
بستن، تنگ هم، مقارن
تعادل بر قرار کردن، مانده، بالانس
سوال میاید، عمل کردن، انجام دادن
ملتفت شدن، ادراک کردن، درک کردن
داخل معده کردن، درهیختن، در هیختن
سرپوش، رولباسی، ملحفه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.