معنی ۱neutral · 82%
از روی تصویر یا نمونهٔ دیداری، طرحی مشابه کشیدن.
مثالهای طبیعی
Sie zeichnet die Blattzeichnung ab.
او از روی طرح برگ میکشد.
Kannst du dieses einfache Muster abzeichnen?
میتوانی از روی این نقش ساده بکشی؟
Ich habe das Bild mit Bleistift abgezeichnet.
تصویر را با مداد از روی نمونه کشیدم.
نکتهٔ کاربردی
اینجا فعل یعنی از روی طرح کشیدن؛ معنی دیگر «آشکار شدن» معمولاً با sich abzeichnen میآید.
درس کوتاه: abzeichnen
از روی تصویر یا نمونهٔ دیداری، طرحی مشابه کشیدن. اینجا فعل یعنی از روی طرح کشیدن؛ معنی دیگر «آشکار شدن» معمولاً با sich abzeichnen میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «abzeichnen» مطابقت دارد؟
