معنی ۱neutral · 90%
با بالا انداختن شانهها به نشانهٔ بیاطلاعی، بیتفاوتی یا درماندگی.
مثالهای طبیعی
Achselzuckend sah er dem letzten Zug hinterher.
با شانه بالا انداختن، رفتن آخرین قطار را تماشا کرد.
Die Chefin reagierte achselzuckend auf die wiederholten Beschwerden.
مدیر در برابر شکایتهای مکرر فقط شانه بالا انداخت.
Auf die Frage nach dem Schlüssel antwortete die Tochter nur achselzuckend.
دختر در پاسخ به سؤال دربارهٔ کلید فقط شانه بالا انداخت.
نکتهٔ کاربردی
این واژه حرکت شانه را توصیف میکند و معنای دقیق آن به موقعیت وابسته است.
