معنی ۱neutral · 90%
کسی را کلافه یا عصبانی کردن
مثالهای طبیعی
Der Lärm ärgert die Nachbarn.
سر و صدا همسایهها را کلافه میکند.
Seine Verspätung ärgert den Chef.
دیرآمدنش مدیر را عصبانی میکند.
Ärgere deinen Bruder nicht.
برادرت را اذیت نکن.
نکتهٔ کاربردی
شخصی که کلافه میشود Akkusativ است.
ترکیبهای رایج
jemanden ärgern — کسی را کلافه کردن

