معنی ۱neutral · 82%
مربوط به افغانستان، مردم یا فرهنگهای آن.
مثالهای طبیعی
Wir probieren afghanisches Brot.
نان افغانستانی را امتحان میکنیم.
Das Museum zeigt afghanische Kunst.
موزه هنر افغانستان را به نمایش میگذارد.
Sie hört afghanische Musik.
او به موسیقی افغانستان گوش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
afghanisch در آلمانی با حرف کوچک نوشته میشود و معمولاً تفضیلی یا عالی ندارد؛ به خاستگاه اشاره میکند، نه یک زبان واحد.
درس کوتاه: afghanisch
مربوط به افغانستان، مردم یا فرهنگهای آن. afghanisch در آلمانی با حرف کوچک نوشته میشود و معمولاً تفضیلی یا عالی ندارد؛ به خاستگاه اشاره میکند، نه یک زبان واحد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «afghanisch» مطابقت دارد؟
