شرکتی که برای مشتریان خدمات یا ارتباطات لازم را فراهم میکند یا نمایندهٔ منافع کاری آنهاست.
مثالهای طبیعی
Eine Agentur vermittelt ihm einen Auftritt.
یک آژانس برای او اجرای برنامهای هماهنگ میکند.
Wir suchen eine Agentur für unsere Veranstaltung.
برای مراسممان دنبال یک آژانس هستیم.
Diese Agentur vertritt mehrere Fotomodelle.
این آژانس نمایندگی چند مدل را بر عهده دارد.
نکتهٔ کاربردی
حرف تعریف این اسم die و جمع آن Agenturen است. با für میتوان حوزهٔ فعالیتش را مشخص کرد: eine Agentur für Künstler.
درس کوتاه: Agentur
شرکتی که برای مشتریان خدمات یا ارتباطات لازم را فراهم میکند یا نمایندهٔ منافع کاری آنهاست. حرف تعریف این اسم die و جمع آن Agenturen است. با für میتوان حوزهٔ فعالیتش را مشخص کرد: eine Agentur für Künstler.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Agentur» مطابقت دارد؟
