در موقعیتی مشخص دست به اقدام زدن و با عملکرد خود بر روند امور تأثیر گذاشتن.
مثالهای طبیعی
Das Rettungsteam agiert schnell und koordiniert.
تیم امداد سریع و هماهنگ عمل میکند.
Bei den Verhandlungen agierte sie sehr vorsichtig.
او در مذاکرات بسیار محتاطانه عمل کرد.
Wir müssen auf dem neuen Markt flexibler agieren.
باید در بازار جدید انعطافپذیرتر عمل کنیم.
نکتهٔ کاربردی
این فعل بیشتر رسمی است و در این معنی مفعول مستقیم نمیگیرد. فعل باقاعدهٔ پایانیافته به -ieren است و در پرفکت ge- نمیگیرد: hat agiert.
درس کوتاه: agieren
در موقعیتی مشخص دست به اقدام زدن و با عملکرد خود بر روند امور تأثیر گذاشتن. این فعل بیشتر رسمی است و در این معنی مفعول مستقیم نمیگیرد. فعل باقاعدهٔ پایانیافته به -ieren است و در پرفکت ge- نمیگیرد: hat agiert.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «agieren» مطابقت دارد؟
