معنی ۱neutral · 82%
کسی که سهام یک شرکت را در اختیار دارد و به همین دلیل مالک بخشی از آن است.
مثالهای طبیعی
Seit dem Aktienkauf bin ich Aktionär.
از زمان خرید سهام، سهامدار شدهام.
Ein Aktionär stellt dem Vorstand eine Frage.
یک سهامدار از هیئتمدیره سؤالی میپرسد.
Der Jahresbericht wird an alle Aktionäre verschickt.
گزارش سالانه برای همهٔ سهامداران ارسال میشود.
نکتهٔ کاربردی
این اسم صرف ضعیف ندارد: den Aktionär و des Aktionärs. جمع آن Aktionäre و صورت مؤنث آن Aktionärin است.
درس کوتاه: Aktionär
کسی که سهام یک شرکت را در اختیار دارد و به همین دلیل مالک بخشی از آن است. این اسم صرف ضعیف ندارد: den Aktionär و des Aktionärs. جمع آن Aktionäre و صورت مؤنث آن Aktionärin است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Aktionär» مطابقت دارد؟
