فرایندی که یک محصول دیجیتال، حساب کاربری یا قابلیت نرمافزاری را قابل استفاده میکند.
مثالهای طبیعی
Die Aktivierung meines Kontos dauert nur wenige Minuten.
فعالسازی حسابم فقط چند دقیقه طول میکشد.
Für die Aktivierung der Software brauchen Sie einen Code.
برای فعالسازی نرمافزار به یک کد نیاز دارید.
Nach der Aktivierung dieser Funktion erhalten wir Benachrichtigungen.
پس از فعالسازی این قابلیت، اعلان دریافت میکنیم.
نکتهٔ کاربردی
Aktivierung اسمِ فعل aktivieren است. مورد فعالشونده اغلب با گنتیو میآید: die Aktivierung des Kontos. جمعِ فرایندهای جداگانه Aktivierungen است.
درس کوتاه: Aktivierung
فرایندی که یک محصول دیجیتال، حساب کاربری یا قابلیت نرمافزاری را قابل استفاده میکند. Aktivierung اسمِ فعل aktivieren است. مورد فعالشونده اغلب با گنتیو میآید: die Aktivierung des Kontos. جمعِ فرایندهای جداگانه Aktivierungen است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Aktivierung» مطابقت دارد؟
