نشانهای شنیداری، دیداری یا از نوعی دیگر که وجود خطری فوری را هشدار میدهد.
مثالهای طبیعی
Beim Alarmsignal verließen die Beschäftigten sofort die Produktionshalle.
با شنیدن علامت هشدار، کارکنان فوراً سالن تولید را ترک کردند.
Das Schiff sendete ein Alarmsignal, als der Motor ausfiel.
وقتی موتور از کار افتاد، کشتی علامت هشدار فرستاد.
Ein blinkendes Alarmsignal machte die Pflegekraft auf den Gerätefehler aufmerksam.
چراغ هشدار چشمکزن، پرستار را متوجه نقص دستگاه کرد.
نکتهٔ کاربردی
در معنای واقعی، هشدار قابلشنیدن یا دیدن است و با فعلهایی مانند auslösen و senden میآید.
