وضعیتی که فرد در آن کنترل مصرف الکل را بهطور پایدار از دست میدهد و به نوشیدن وابسته میشود.
مثالهای طبیعی
Die Therapie hilft Menschen mit Alkoholabhängigkeit, ihren Alltag wieder selbstbestimmt zu gestalten.
درمان به افراد دارای وابستگی به الکل کمک میکند دوباره زندگی روزمرهشان را با اختیار خود اداره کنند.
Alkoholabhängigkeit ist kein Grund, Betroffene aus dem sozialen Leben auszuschließen.
وابستگی به الکل دلیلی برای طرد افراد درگیر از زندگی اجتماعی نیست.
Die Familie sprach offen über seine Alkoholabhängigkeit und mögliche Unterstützungsangebote.
خانواده دربارهٔ وابستگی او به الکل و راههای ممکن حمایت، آشکارا گفتوگو کرد.
