همکاری سازمانیافتهٔ اشخاص، سازمانها یا کشورها برای دنبال کردن هدفهای مشترک و حمایت از یکدیگر.
مثالهای طبیعی
Drei Vereine bilden eine Allianz gegen Lebensmittelverschwendung.
سه انجمن برای مقابله با هدررفت مواد غذایی متحد میشوند.
Die Allianz sucht weitere Partner für ihr Projekt.
این ائتلاف برای پروژهاش به دنبال شریکهای بیشتری است.
Unsere Schule schließt eine Allianz mit zwei Betrieben.
مدرسهٔ ما با دو شرکت اتحاد همکاری تشکیل میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای تشکیل اتحاد از eine Allianz bilden یا schließen استفاده میشود و طرف اتحاد با mit میآید. جمع این اسم مؤنث Allianzen است؛ اینجا نام شرکت نیست.
درس کوتاه: Allianz
همکاری سازمانیافتهٔ اشخاص، سازمانها یا کشورها برای دنبال کردن هدفهای مشترک و حمایت از یکدیگر. برای تشکیل اتحاد از eine Allianz bilden یا schließen استفاده میشود و طرف اتحاد با mit میآید. جمع این اسم مؤنث Allianzen است؛ اینجا نام شرکت نیست.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Allianz» مطابقت دارد؟
