Alltagstrott
C2اسمباقاعدگی
JadoLearn Dictionary
Alltagstrott یعنی باقاعدگی. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
باقاعدگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باقاعدگی، سفارش دادن، راسته
لباس روحانیت، خو، عادت
کنگرهدار کردن، کنگره دار کردن، آسیاب
چرخ عصارخانه، باقاعدگی
باقاعدگی، زبر دستی، کاردان بودن
باقاعدگی، سربار، سنگین بار کردن
باقاعدگی، قدم تند کردن، یورتمه
باقاعدگی
باقاعدگی
باقاعدگی، روال، امر عادی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.