معنی ۱neutral · 89%
بیشتر از حد مناسب، لازم یا مطلوب
مثالهای طبیعی
Die Aufgabe ist nicht allzu schwierig.
این تمرین بیش از حد سخت نیست.
Die Wohnung ist für uns allzu teuer.
این آپارتمان برای ما بیش از حد گران است.
Er reagierte allzu heftig auf die Kritik.
او به انتقاد بیش از حد تند واکنش نشان داد.
نکتهٔ کاربردی
nicht allzu اغلب یک توصیف منفی را ملایم میکند؛ مثلاً nicht allzu teuer یعنی «نه خیلی گران».
ترکیبهای رایج
— نه خیلی سخت
