معنی ۱neutral · 80%
صدقه
مثالهای طبیعی
Vor der Kirche bat ein Mann um Almosen.
مردی جلوی کلیسا درخواست صدقه میکرد.
Sie wollte faire Bezahlung statt Almosen.
او بهجای صدقه، دستمزد منصفانه میخواست.
Die Spenden wirkten für ihn wie bloße Almosen.
این کمکها برای او چیزی جز صدقه نبود.
نکتهٔ کاربردی
اغلب با لحنی انتقادی برای مقایسهٔ صدقه با عدالت ساختاری بهکار میرود.
