معنی ۱neutral · 89%
ارائهدهنده یا نشاندهندهٔ یک انتخاب یا روش دیگر
مثالهای طبیعی
Wir suchen eine alternative Route zum Bahnhof.
دنبال یک مسیر جایگزین تا ایستگاه هستیم.
Die Firma investiert in alternative Energiequellen.
شرکت در منابع انرژی جایگزین سرمایهگذاری میکند.
Gibt es eine alternative Lösung für dieses Problem?
آیا برای این مشکل راهحل جایگزینی وجود دارد؟
نکتهٔ کاربردی
alternativ معمولاً پیش از اسمهایی مانند Lösung، Route، Methode یا Energiequelle میآید.

