Amtszeit
C2اسمعهده داری، تصدی، عهده داری تصدی
JadoLearn Dictionary
Amtszeit یعنی عهده داری. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عهده داری، تصدی، عهده داری تصدی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عهده داری، تصدی
عهده داری، تصدی
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.