با رویکردی که جزئیات و رابطهٔ میان آنها را دقیق و منظم بررسی میکند.
مثالهای طبیعی
Sie geht bei der Fehlersuche analytisch vor.
او برای پیدا کردن خطا رویکردی تحلیلی دارد.
Für die Bewerbung ist analytisches Denken wichtig.
برای درخواست این شغل، تفکر تحلیلی مهم است.
Deine Argumentation ist jetzt deutlich analytischer.
استدلالت حالا بهوضوح تحلیلیتر شده است.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج analytisch denken و eine analytische Vorgehensweise هستند. در معنی شیوهٔ تفکر، مقایسه با analytischer و am analytischsten ممکن است.
درس کوتاه: analytisch
با رویکردی که جزئیات و رابطهٔ میان آنها را دقیق و منظم بررسی میکند. ترکیبهای رایج analytisch denken و eine analytische Vorgehensweise هستند. در معنی شیوهٔ تفکر، مقایسه با analytischer و am analytischsten ممکن است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «analytisch» مطابقت دارد؟
