معنی ۱neutral · 80%
آغاز نخستین
مثالهای طبیعی
Seit Anbeginn des Projekts fehlte eine klare Strategie.
از همان آغاز پروژه راهبرد روشنی وجود نداشت.
Die Frage begleitet die Philosophie seit Anbeginn.
این پرسش از آغاز همراه فلسفه بوده است.
Schon zu Anbeginn der Verhandlungen gab es Spannungen.
در ابتدای مذاکرات تنش وجود داشت.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد این مدخل به بافت و ترکیبهای رایج توجه کنید.
