چیزی را در جای مشخصی محکم و متصل کردن تا همانجا باقی بماند.
مثالهای طبیعی
Ich bringe einen Haken an der Wand an.
یک قلاب به دیوار نصب میکنم.
Die Technikerin hat den Sensor an der Maschine angebracht.
تکنسین حسگر را روی دستگاه نصب کرده است.
Wo sollen wir das Schild anbringen?
تابلو را کجا نصب کنیم؟
نکتهٔ کاربردی
فعل جداشدنی است: sie bringt etwas an. مانند bringen صرف میشود: brachte an و hat angebracht. محل نصب میتواند با an و داتیو بیاید.
درس کوتاه: anbringen
چیزی را در جای مشخصی محکم و متصل کردن تا همانجا باقی بماند. فعل جداشدنی است: sie bringt etwas an. مانند bringen صرف میشود: brachte an و hat angebracht. محل نصب میتواند با an و داتیو بیاید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «anbringen» مطابقت دارد؟
