برای مطرح کردن جنبهای متفاوت یا متضاد از یک موقعیت یا بحث
مثالهای طبیعی
Die Stelle ist interessant, andererseits ist der Weg sehr weit.
این شغل جالب است؛ از طرف دیگر مسیر خیلی طولانی است.
Einerseits ist das Auto praktisch, andererseits kostet es viel.
از یک طرف خودرو کاربردی است، از طرف دیگر هزینهٔ زیادی دارد.
Onlinekurse sind flexibel; andererseits fehlt manchmal der direkte Kontakt.
دورههای آنلاین انعطافپذیرند؛ از سوی دیگر گاهی ارتباط مستقیم وجود ندارد.
نکتهٔ کاربردی
اگر andererseits ابتدای جملهٔ اصلی بیاید، بهدلیل قانون V2 فعل صرفشده بلافاصله بعد از آن قرار میگیرد.
