معنی ۱neutral · 90%
به شکلی متفاوت از قبل یا متفاوت از فرد یا چیز دیگری
مثالهای طبیعی
Ich mache diese Aufgabe heute anders.
امروز این تمرین را به شکل دیگری انجام میدهم.
Versuch es beim nächsten Mal anders.
دفعهٔ بعد آن را به روش دیگری امتحان کن.
Anders kann ich das Problem nicht lösen.
نمیتوانم این مشکل را به روش دیگری حل کنم.
نکتهٔ کاربردی
anders اغلب شیوهٔ انجام یک کار را توصیف میکند. اگر ابتدای جمله بیاید، بر روش متفاوت تأکید میکند: Anders geht es nicht.
