موجود در آغاز یک روند یا فعالیت، پیش از آنکه شرایط در ادامه تغییر کند.
مثالهای طبیعی
Meine anfänglichen Zweifel sind inzwischen verschwunden.
تردیدهای اولیهام حالا برطرف شدهاند.
Die anfänglichen Schwierigkeiten beim Radfahren waren schnell überwunden.
دشواریهای اولیهٔ دوچرخهسواری بهسرعت پشت سر گذاشته شدند.
Seine anfängliche Begeisterung für den Verein hielt nicht lange.
اشتیاق اولیهاش برای باشگاه چندان دوام نیاورد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت درجهٔ تفضیلی ندارد و معمولاً پیش از اسم میآید: anfängliche Zweifel. در کاربرد قیدی معنی «در ابتدا» دارد؛ کاربرد خبری آن نامعمول است.
درس کوتاه: anfänglich
موجود در آغاز یک روند یا فعالیت، پیش از آنکه شرایط در ادامه تغییر کند. این صفت درجهٔ تفضیلی ندارد و معمولاً پیش از اسم میآید: anfängliche Zweifel. در کاربرد قیدی معنی «در ابتدا» دارد؛ کاربرد خبری آن نامعمول است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «anfänglich» مطابقت دارد؟
