هنگام لمس شدن حسی مشخص، مانند نرمی، زبری، گرمی یا سردی ایجاد کردن.
مثالهای طبیعی
Die neue Decke fühlt sich angenehm weich an.
پتوی جدید نرمی دلپذیری دارد.
Warum fühlt sich der Türgriff so kalt an?
چرا دستگیرهٔ در اینقدر سرد حس میشود؟
Das Holz hat sich vor dem Schleifen rau angefühlt.
چوب قبل از سنبادهزدن زبر بود.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی sich لازم است: Der Stoff fühlt sich weich an. ماده نقش فاعل دارد؛ فعل جداشدنی است و پرفکت آن hat sich angefühlt است.
درس کوتاه: anfühlen
هنگام لمس شدن حسی مشخص، مانند نرمی، زبری، گرمی یا سردی ایجاد کردن. در این معنی sich لازم است: Der Stoff fühlt sich weich an. ماده نقش فاعل دارد؛ فعل جداشدنی است و پرفکت آن hat sich angefühlt است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «anfühlen» مطابقت دارد؟
