معنی ۱neutral · 89%
کاری را شروع کردن یا در زمانی آغاز شدن
مثالهای طبیعی
Der Deutschkurs fängt am Montag an.
کلاس آلمانی دوشنبه شروع میشود.
Fang bitte mit den Aufgaben an.
لطفاً با تمرینها شروع کن.
Der Film hat schon angefangen.
فیلم قبلاً شروع شده است.
نکتهٔ کاربردی
beginnen هممعنی نزدیک است، اما anfangen در گفتار روزمره بسیار رایج است.
ترکیبهای رایج
— کار را شروع کردن

