معنی ۱neutral · 90%
در آغاز یک دوره، موقعیت یا فرایند
مثالهای طبیعی
Anfangs war die neue Arbeit ziemlich schwierig.
در ابتدا کار جدید نسبتاً سخت بود.
Ich verstand anfangs nur sehr wenig Deutsch.
اوایل فقط مقدار کمی آلمانی میفهمیدم.
Anfangs waren sie skeptisch, später änderten sie ihre Meinung.
در ابتدا شک داشتند، اما بعداً نظرشان تغییر کرد.
نکتهٔ کاربردی
anfangs اغلب همراه später میآید تا وضعیت آغاز با وضعیت بعدی مقایسه شود.
