معنی ۱neutral · 90%
شرط یا صلاحیتی که برای یک شغل، کار، محصول یا موقعیت باید برآورده شود
مثالهای طبیعی
Gute Deutschkenntnisse sind eine wichtige Anforderung für diese Stelle.
دانش خوب زبان آلمانی یکی از شرایط مهم این شغل است.
Das System erfüllt alle technischen Anforderungen.
این سیستم همهٔ الزامات فنی را برآورده میکند.
Welche Anforderungen muss ein Bewerber erfüllen?
یک متقاضی باید چه شرایطی را برآورده کند؟
نکتهٔ کاربردی
Anforderungen erfüllen یکی از رایجترین ترکیبها با این اسم است.

